حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
232
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
حسينى » در روستايى ايرانى به نام « خوانه » كه در ايالت قزوين در مرز گيلان قرار دارد ، اقامت گزيدند . [ اما اينك در روى نقشه ايران روستايى به اين نام ديده نمىشود . احتمالا اين روستا تغيير كرده است ؛ شايد همان روستايى باشد كه در جنوب غربى زنجان قرار دارد . ] حقيقت اين است كه : كليهء منابع تاريخى متفقند كه اين روستا موطن امام « طاهر شاه حسينى » قبل از هجرتش به كشور هند بوده است . بههرحال در ايران به طاهر شاه حسينى حتى قبل از اينكه عهدهدار مقام امامت نزاريان شود ، با ديدهء احترام و تقدير فراوان نگريسته مىشد . علاوه بر اين خاندان وى از جايگاه والايى در محافل دينى و علمى برخوردار بودند كه البته طاهر شاه بر همهء اسلافش پيشى مىجويد و حائز شهرت گستردهاى مىشود . بديهى است اين شهرت و موقعيت ، غيرت و حسادت را در قلب پادشاه ايران ، شاه اسماعيل صفوى ، كه در آرزوى سلطنت معنوى ، علاوه بر سلطنت دنيايى بود ، برانگيزد . اما لازم است فراموش نكنيم طاهر شاه داراى ياران و پيروانى در دربار سلطنتى بود كه مشهورترين آنها ميرزا حسين اصفهانى است . وى ناچار بود موضع سياسىاش را طورى حفظ كند كه عملا موجب رنجش پادشاه صفوى نشود . اما شاه اسماعيل صفوى همچنان بر عناد و بيمش نسبت به طاهر شاه باقى بود و بالاخره فرمانى مبنى بر تبعيد « طاهر شاه » به شهر كاشان ، واقع در شمال شرقى اصفهان صادر كرد . وى مدتى را در آنجا سپرى كرد و در اين مدت اقدام به انعقاد جلسات درس و سخنرانى در حوزهء مذهبى محل نمود و توانست با بلاغت و ادب و اسلوب جذابش بر بسيارى از دانشجويان كه او را دوست داشتند و منزلت او را مىدانستند و انديشههايش را قبول داشتند ، تأثير گذارد ، بهطورىكه حسد ديگر اساتيد را برانگيخت . اين امر موجب شد